نام كتاب : زنان بر بالهاي رويا نويسنده : فاطمه مرنيسي ترجمه : حيدر شجاعي
ناشر : نشر وپژوهش دادار چاپ : اول قيمت :1800تومان
اين كتاب شامل خاطرات نويسنده است كه به شيوه ي داستان و حول يك محور شكل ميگيرد و آن يك سوال است " حريم كجاست " ؟
فاطمه و پسر عموي هم سن و سالش در حريم در كنار پدر و مادر و خواهر و برادرهايشان و همينطور مادر بزرگ و عمه ي مطلقه شان و خدمتكاري به نام مينا زندگي ميكنند . حريم جايي است كه زنان خانواده در آن هستند و درهاي آن به روي آنها هميشه بسته است .
خانم فاطمه مرنيسي در سال 1940در شهر فاس مراكش بدنيا آمده است . او در دانشگاه سوربن علوم سياسي خواند و در دانشگاه برانديس تحصيلاتش را ادامه داد . زمانيكه موفق به اخذ درجه ي دكتري شد يكي از مهمترين فمنيست هاي اسلامي بود .او استاد جامعه شناسي در دانشگاه رباط مراكش و نويسنده اي پركار است . او به نقش زنان در اسلام و گسترش تفكر اسلامي توجه زيادي دارد . دو كتاب از ايشان به فارسي ترجمه شده است اولي زنان پرده نشين و نخبگان جوشن پوش كه بعدها جمع آوري و دومي همين كتاب زنان بر بالهاي رويا هستند .
ساير كتابهاي ايشان عبارتند از : ملكه هاي فراموش شده ،در آن سوي حجاب و اسلام و دمومكراسي است
ايشان در سال 1383 موفق به دريافت جايزه ي اراسموس شد همان جايزه اي كه بعدها به دكتر عبدالكريم سروش هم تعلق گرفت .
جملاتي از متن كتاب :
شريعت اجازه نميدهد قدرت يك مملكت را زن در دست بگيرد . ص 31
لله مهاني معتقد بود اگربه زنان آزادي و اختيار تام داده شود تا در كوچه وبازار قدم بزنند ،مردها بيكار ميشوند زيرا سرگرم تماشاي آنها ميشوند پس بهتر است كه زنان خانه نشين شوند . ص36
به خودم جرات دادم و از سمير پرسيدم :اگر بر عكس آن عمل كنيم و براي مردان حريم بسازيم وبه زنان آزادي و اختيارمطلق بدهيم در آنموقع چه اتفاقي پيش خواهد آمد ؟ ص41
اساسي ترين مشكل زن در زندگي فرود آمدن است . ص51
زندگي زن پر از دشواريها و دام هاست ،من دوست ندارم دخترم در باره ي پرواز كردن فكركند وبخواهد مردم را تغيير دهد ولي نتواند خوب فرود بيايد . ص51
در هر مكاني قوانيني وجود دارد اگر از اين قوانين پيروي كني هيچ سويي به تو نميرسد . البته از شانس بد اكثر قوانين عليه زنان ميباشد . ص53
جهان نميخواهد و دوست ندارد ميان مرد و زن مساوات و برابري باشد به عنوان مثال زنان مانند مردان در طول روز كار ميكنند اما مردان مزد بيشتري ميگيرند اين هم يكي از قوانين نامرئي است ، مرد حريم ندارد اما زن در حريم به سر ميبرد حتي اگر ديوارهايش را نبيند . من ميگويم قوانين بشري عادلانه نيستند بلكه خشونت آميز ميباشند زيرا از سوي مردها وضع شده و هيچ زني حق قانون گذاري ندارد .با ناراحتي پرسيدم چرا زنان نميتوانند قانون وضع كنند ؟ گفت اگر زن انديشه اش را در پخت و پز و شستن ظرفها و خانه داري محدود نكند و راهي براي تغييربرخي قوانين بيابد در اين صورت جهان را به لرزه در خواهد آورد . ص53
چه كسي ازشما شنيده است ده پرنده در يك لانه زندگي كنند ؟ زندگي دسته جمعي باعث افسردگي ميشود .ص62
شامه با عصبانيت گريست و به مادرم گفت : به سن هفده سالگي رسيدم و هنوز نتوانستم يك فيلم را ببينم زيرا پسر نيستم ، اين ديگر چه ستمي است ؟ ص65
باور كنيد روزي لذت بخش تر آن روز برايم نبود . روزي كه قرار بود همگي به سينما برويم . زنها مشغول آرايش كردن خود شدند و گويي ميخواستند غير محجبه از خانه بيرون بروند . در باره ي طرز سرمه كشيدن و رنگ ماتيك و آرايش مو و نوع جواهرات با يكديگر مشورت ميكردند و چون پس از چند ساعت كارشان به پايان رسيد از سر تا پايشان را با لباسهاي محلي مخفي كردند و حتي صورتشان را با نقاب مخصوص پوشاندند . ص86
شامه گفت : لباس محلي و سنتي زنان كه عبارت از هفت متر پارچه است را بيشتر به اين خاطر اختراع كرده اند تا زن براي بيرون آمدن از خانه عذاب بكشد و كمتر خارج شود و در خانه بماند . ص86
كتب زيبايي است بخصوص براي خانمهايي كه به قوانين مرد سالار اعتراض دارند و طرفدار حمايت از حقوق زنانند .