نام كتاب : دختري از ايران نويسنده : ستاره فرمانفرمائيان ناشر : كارنگ
قيمت : 75000 ريال تعداد صفحه : 471
اين كتاب داستان جذاب و زيبا از سرنوشت زني است كه در دوره ي قاجار و در منزل پدرش ، عبدالحسين فرمانفرما كه يكي از بزرگترين ملاكين عصر قاجار بوده بدنيا آمده و تحت تربيت پدر قرار گرفته است . او فرزند مردي است كه هشت تا زن و 33 تا بچه داشته است . مردي كه اصرار داشته همه ي بچه ها تحصيل كنند و حتي دختران شنا هم ياد بگيرند . پدر حتي براي اينكه بچه ها تشويق بشوند كه شعر ياد بگيرند به آنها پاداش نقدي ميداده است و در موقع ملاقات با پدر بايد شعري را كه هفته ي قبل شازده امر كرده بود از حفظ ميخواندند و جالب است كه شازده مورد شعري را كه به هر كس ميداده در خاطره داشته است. ستاره تحصيلات متوسطه در مدرسه ي البرز كه زير نظر امريكائيها اداره ميشده را به پايان ميرساندو تصميم ميگيرد كه براي ادامه ي تحصيل به امريكا برود ، امري كه با مخالفت مادر و پدرش مواجه ميگردد .ا و سپس در طي مسافرتي عجيب و بسيار خطرناك از پاكستان به امريكا ميرود و چيزي نمانده بود در اين مسير جانش را از دست بدهد . به امريكا كه ميرسد شروع ميكند در رشته ي جامعه شناسي درس خواندن و پس از پايان ليسانس فوق ليسانس مدد كاري را انتخاب ميكند و پس از پاياناين مقطع به سازمان ملل رفته و براي تحقيقات به خاور ميانه و از جمله كشور عراق اعزام ميگردد . بعد از مدتي به ايران برميگردد و به كمك حسين علاء وزير دربار ، مدرسه ي مددكاري را تاسيس ميكند و شروع ميكند به پرورش مدد كاران اجتماعي و در اين راه به خاطر عشق به كار و علاقه به مردم همه ي مشكلات را تحمل ميكند از كمبود بودجه ، مشكل مكان و فضاي آموزشي و كادر آموزشي گرفته تا مشكلات بزرگتري كه در اين راه قرار گرفته بود . حسين علاء كه ميدانست مدرسه قادر به تامين همه ي امكاناتش نيست ، ترتيبي اتخاذ ميكند و ستاره را به ملاقات شاه ميبرد و در اين ملاقات كه 45 دقيقه به طول مي انجامد شاه دستور ميدهد بودجه ي ثابتي در اختيار مدرسه قرار بگيرد . نويسنده در جاي جاي كتاب از محبت و بزرگواريهاي ملكه فرح ديبا و مادرش و ارائه ي كمكهاي مالي به مدرسه و بخصوص برنامه ي تنظيم خانواده و حمايتهاي حكومت از آن اشاره كرده و آن را ميستايد او گرچه از رضا شاه و محمد رضا گله دارد و ظلم هاي آنها را يادآوري ميكند ولي يادش نميرود كه در همين حكومت كارهاي مثبت فراواني شكل گرفته و انجام شده و كشور در مسير ترقي پيش ميرفت . جالب است كه همين جا قول شهردار تهران را نقل ميكند كه گفته بود آنها روي پلي حركت ميكنند كه پايه ندارد . به گمان حقير كتاب بسيار جذابي است و ارزش خواند ن دارد بخوانيد و لذت ببريد .