تقريبا" هم سن و سال بوديم . البته او زودتر از من ازدواج كرده بود و به همين دليل بچه هايش هم بزرگتر بودند . سالها بود با هم دوست بوديم . از همان اوان جواني زيادي سر و گوشش مي جنبيد . هميشه با همه كار داشت . از همان جواني تا دلتان بخواهد دوست دختر داشت . من هميشه فكر مي كردم اگه روزي زن بگيرد كمي از اين شيطوني اش كاسته شود يا به عبارت بهتر آدم شود كه البته اشتباه ميكردم و متاسفانه عوض نشد كه نشد هيچ ، بلكه اين روزها بدترهم شده است . تو گويي هنوز مجرد است و اصلا" انگار نه انگار كه بچه ي بزرگ دارد و شايد يكي دو سال ديگه پدر شوهر شود .
الآن هم با زنهاي ديگري ارتباط دارد و چه جوري زنش تاكنون بويي نبرده عجيب است . جالب اينجاست كه برايش خريد هم ميكنند . يكي برايش شلوار كادو مي خرد ، ديگري برايش پيراهن مي خرد ، آن يكي زير پيراهن ميگيرد ، و بعدي كفش ميخرد و بهش كادو ميدهند . من هم حسوديم ميشه كه چرا من يك دوست ندارم تا برايم كادو بخرند و گاهي دلي از عزا در آورده لبي گازبگيريم و كامي بستانيم .
يك روز در اتاق كار نشسته بوديم ، چند نفري از دوستان ، آنهم زير كولز گازي و در گرماي تابستان تهران كه بحث داغي شروع شد بين ما چند نفر كه از بد حادثه همه هم متاهل بوديم . بحث بر سر اين بود كه:
آيا مرد متاهل ميتواند دوست زن يا دختر داشته باشد ؟
آيا اگر دوست ديگري غير از زنش داشته باشد روا هست يا نه؟
چرا بعضي ازمردها اين روزها دوست دارند غير از خانم هايشان با ديگري هم ارتباط داشته باشند ؟
چرا برخي خانمها هم دوست دارند غير از شوهرانشان با پسر ها يا مردان ديگري رابطه برقراركنند؟
چرا مردها ي ايراني به محض اينكه مجردي به جايي ميروند حتما" سرو گوششان ميجنبد ؟
چرا مردهاي ايراني در مسافرت حتما" بايد كامي بگيرند و خوش بگذرانند ؟
چرا خانمها در اين فكر نيستند كه در سفر خارج دلستاني كنند ؟
راستي چرا ميزان مسئوليت پذيري در بين همسران بشدت كاهش يافته است ؟
چرا حس تنوع طلبي در بين ايراني ها اينهمه طرفدار يافته است ؟
آيا واقعا" خارجي ها هم اينگونه رفتار ميكنند ؟
چرا مردهاي ايراني در خفا آن كار ديگر ميكنند ؟
چرا مردها و زنان ايراني در ظاهر چيزي هستند و در باطن چيز ديگر؟
چرا همه در حرف عارف و عاشق پيشه اند و در عمل يك خائن به همديگر ؟
چرا مردها آرامششان را در جايي ديگر جستجو ميكنند ؟
چرا مردان هوسهايشان را در جايي ديگر ميجويند ؟
چرا كانون خانواده قادر با تامين اين اميال متنوع نيست ؟
عفت در ظاهر و باطني خبيث امروزه خصلت بسيار ي از مردان و زنان ايراني است اما چه شد كه به اينجا رسيديم ؟
يكي ميگفت : خوب چه اشكال دارد كه مردي با زن ديگري ارتباط داشته باشد ؟
ديگري ميگفت : مردها چون شهوت رانند نميتوانند بر خودشان تسلط داشته باشند و اين امر بسيار عادي هم هست و لي زنها اين خصلت را ندارند .
ديگري ميگفت : به نظر من داشتن دوستي كه آدم بتواند گاهي با او قرار داشته و فقط در حد گفتگو معاشقه اي هم كنند بد نيست .
آن يكي ميگفت : اين خوي را خدا در نهاد مردها قرارداده است كه به يكي قناعت نكنند و لي زنان را عفيف تر خلق كرده است .
آن دوست ديگر گفت : حالا چي شده اگه مردها خودشان سيب داشته باشند ولي سيب ديگران را گاز بزنند؟
من گفتم : چرا ما به زنهايمان خيانت مي كنيم ولي توقع داريم زنهامان عفيف باشند ؟ چرا حاضريم در عين داشتن زن ؛ دوست دختر يا دوست زن داشته باشيم ؟ ولي همسر ما دوست پسر نداشته باشد ؟ در هيچ فرهنگي در دنيا خيانت مرد به زن و زن به مرد عاقبت خوش و خوبي ندارد و حتي براي مثال توضيح دادم كه آناكارنينا ي تولستوي به خاطر خيانت به شوهرش در انتهاي رمان خود كشي ميكند ، مادام بواري گوستاوفلوبر به خاطر خيانت به شوهرش با آرسنيك خود كشي ميكند و مرد خائن در رمان خنده در تاريكي ولاديمير ناباكف كشته ميشود و تو گويي سزاي همه ي آدمهاي خائن در هر قومي مرگ است پس چرا اين برای شماها آموزنده نیست