قسمت آخر

 

در سال 1868 رقيب بزرگ داستايوفسكي ، تولستوي رمان بزرگ جنگ و صلح را منتشر كرد كه در همه جا با استقبال روبرو ميشود و خوانندگان زيادي را بدست ميآورد و داستايوفسكي هم رمان تسخير شدگان يا شياطين را مينويسد . اين رمان برگرفته از يك واقعه ي حقيقي است كه در مسكو اتفاق افتاده است . منفي ترين شخصيت در اين داستان كيريلوف پوچ گراست كه داستايوفسكي آشكارا از او براي نشان دادن پيامد هاي بي اعتقادي به خدا استفاده ميكند .

مخلوقات داستايوفسكي ، اذهان تسخير شده ي او ، چيزي كمتر يا بيشتر از تروريستهاي نوعي نيستند. جهش بزرگ فكري او آن بود كه دقيقا" نشان داد كه تروريستها چگونه فكر ميكنند . تسخير شدگان انقلابي را پيشگويي ميكند كه شوروي را پديد آورد ، ناگفته نماند كه در همين رمان به شدت شخصيت تورگنيف را مورد هجو قرار ميدهد .

در سال 1880 بعد از دو سال تمام ، آخرين اثرش را يعني برادران كارامازوف را منتشر ميكند . اين داستان در باره ي ماجراي مهمي است كه زوال خانواده ي كارامازوف را رقم ميزند . كارا در تركي به معني سياه است و داستايوفسكي به نظر ميرسد غير مستقيم از آن براي اشاره ي تلويحي و ياد آوري دائمي در خصوص ماهيت اين خانواده استفاده كرده باشد .

بزرگ خانواده فئودور پاويويچ كارامازوف است زميندار فاسدي كه بيشتر وقتش را به زن بارگي و لودگي و تمسخر آرمانهاي والا ميگذراند . قهرمانان اين رمان عظيم بد قواره سه برادر كارامازوف اند كه هر يك وجهي از بشر را به نمايش بگذارد .

دميتري مظهر عواطف است

آليوشامظهر ايمان است

و ايوان مظهر نگران عقل

در سال 1880دوماه بعد از اتمام برادران كارامازوف در بسترش دار فاني را وداع گفت . سه روز بعد به رغم هواي بي نهايت سرد اواسط زمستان روسيه ، سي هزار نفر در خيابانهاي سن پترزبورگ گرد آمدند و به تماشاي عبور تابوتش ايستادند .