جاه طلبی
عاشق ميخواهد دلبر خود را در اطلس و حرير ببيند و اندامش را با پارچه هاي لطيف مشرق زمين بپوشاند ، اما غالب اوقات در بستردرويشانه اي از او كام ميگيرد . جاه طلب آرزو ميكند كه در اوج قدرت باشد و در همان حال درلجن زار چاكر مآبي دست و پا ميزند . تاجر در ته يك حجره ي مرطوب و ناسالم روزگار ميگذراند و خانه ي وسيعي بنا ميكند ، ولي با مرگ زودرس وي ، پسرش براي تقسيم ميراث ،خانه را به حراج ميگذارد و از آنجا بيرون رانده ميشود . باري ، آيا چيزي بد منظره تر از يك فاحشه خانه كه براي عيش و لذت به انجا ميروند وجود دارد ؟ مسئله ي غريبي است ! انسان هميشه با خويشتن در جدال است .
بالزاك چرم ساغري
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط فه زی
|