مردی که نداشته باشد بمیرد بهتر است
چندي پيش مردي با محاسن سفيد آمده بود كه بدهي هايش را پرداخت كند . براي پرداخت بدهي كه مبلغ بسيار زيادي هم بود با مشكل مواجه بود و از ما هم كاري بر نمي آمد . وقتي نحوه ي پرداخت را گفتيم نا خود آگاه اشك از چشمانش سرازير شد و بر محاسنش ريخت .وقتي او را مينگريستم ناباورانه به ياد پدرم افتادم و خيلي ناراحت شدم به او دلداري داديم و گفتيم درست ميشود نگران نباشد . ميگفت چطور درست ميشود يك نفر تهراني سرم شيره ماليده بدبختم كرده است و تمام دارايي ام را غارت كرده است و الآن من پيش زن و بچه آبرويي ندارم و در آخر قبل از اينكه برود گفت مردي كه نداشته باشد بميرد بهتر است .
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر ۱۳۹۰ ساعت توسط فه زی
|