دام هايي كه همكاران براي همديگر مي گسترانند
چرا دام ؟ در سيستمهايي دام پهن ميشود كه رشد ، ارتقاء و تكامل نه بر اساس لياقت ، دانش ، تجربه ، توانايي هاي مديريتي ، ابتكار ، روابط عمومي خوب و قدرت ايجاد هماهنگي كه بر اساس ارتباطات و معيارهاي ناصحيح و غير معقول بدست مي آيد در نتيجه براي بالا رفتن از پله هاي رشد نه نياز به تلاش كه نيازمند بد نام كردن ديگران خواهيم شد .
چه كساني دا م پهن ميكنند؟
--- كساني كه خود قدرت مواجهه مستقيم با ما فوق را ندارند .
--- كساني كه خودشان در سيستم جايگاهي ندارند .
--- كساني كه قدرت بيان مسائل و مشكلات و خواستهايشان را ندارند .
--- كساني كه آدمهاي موجهي نيستند .
--- آدمهايي كه از قضا با سواد هم نيستند .
--- آدمهايي كه توانايي خاصي در هيچ زمينه اي را ندارند.
--- آدمهايي كه حتي قدرت اقناع زير دستان را هم ندارند .
--- آدمهايي كه از شفافيت و ارزشيابي هاي اصولي بيزارند .
--- آدمهايي كه بود و نبودشان در سيستم خيلي واجد اهميت نيست .
براي اينگونه انسانها سيستمي خوب است كه :
--- شلخته و نا منظم باشد .
--- غير شفاف باشد .
--- نا كارآمد باشد .
--- قادر به ايجاد نسل پر توان و باسواد و با تجربه نباشد يا به اصطلاح نا زا باشد .
--- همه همكاران ناسالم باشند مثلا" رشوه بگيرند .
--- همه بايد نقطه ضعف بزرگي داشته باشند تا بتوان به موقع پوزه شان را به خاك ماليد .
------------- اين نقطه ضعف ميتواند در زمينه كاري باشد .
------------- يا اينكه در زندگي خصوصي باشد .
--- بايد زير دستان را به بي دانشي و ناكار آمدي متهم كرد .
--- بايد بالا دستي را به ناتواني متهم كرد .
--- در اين سيستم بالادستي حتما "بايد ناسالم باشد .
ميتواند زن باره باشد كه خيلي خوب است .
ميتواند معتاد باشد به ترياك ، شيشه ، كراك و غيره .
ميتواند پول بگير باشد و دست بگير خوبي داشته باشد .
--- سيستم را طوري تعريف كرد كه من در وسط آن باشم و بدون من سيستم قادر به ادامه حيات نباشد .
--- نبود من كليه اركان سيستم را ناكارامد جلوه دهد .
--- با وجود من كارها پيش برود و همه ي راهها به من ختم گردد .
--- سيستم قادر نباشد براي من جايگزين بگذارد .
درنتيجه :
بايد به من باج بدهند .
بايد خودشان را با من هماهنگ كنند .
بايد وجود من را هر طوري شده تحمل كنند .
نظم سيستم براي من مهم نيست و من نظم خاص خودم را دارم .