من كتاب پخمه ي عزيز نسين را سي سال پيش خواند ه ام ولي خاطره اش در ذهنم باقي است و گاها" براي ديگران هم تعريف ميكردم . كتابش را نداشتم و مدتها بود آرزوي داشتنش را داشتم تا بلكه بدهم بچه هايم بخوانند سال 72 روزي گذرم به يكي از قديميترين كتاب فروشي هاي تهران افتادو سراغ كتابهاي عزيز نسين را گرفتم ،يارو كلكسيون كاملش را كه به وسيله بندي به هم بسته شده بود نشانم داد ، اما من فقط پخمه را خواستم گفت 250 تومان و اين عدد در آن روزگار براي من بسيار زياد بود و به همين علت از خريدش منصرف شدم . تا اينكه 6 ماه پيش گذرم باز هم به يكي از اين كتابفروشي ها افتاد و پخمه را ديدم خوشحال شدم چونكه اينبار بر خلاف دفعه ي قبل پول هم در جيبم داشتم . قيمتش را پرسيدم گفت 5 هزار تومان ، چك و چونه زدم نگرفت و خريدم .

همانشب بخشي از آنرا خواندم و كلي حظ كردم اما نه به اندازه ي اولين بار ، و خيلي زود كتاب را تمام كردم .

پخمه داستان يك زنداني است كه از بد حادثه سرنوشتش تغيير يافته است . او كه قبلا" دانشجوي دانشكده ي افسري بوده در يك واقعه از دانشكده اخراج ميشه ،او را به خاطر دزدي كتلت از رستوران و پوشيدن لباس ژنرال محاكمه كرده اخراج ميكنند . اين ابتداي ماجراي زندگي مردي است كه قرار بود افسر شود و موجب افتخار پدر و مادرش گردد . از ترس اينكه مبادا پدر و مادرش بفهمند كه اخراج شده ، نزد آنها نرفت و خود را به قضا و قدر سپرد .

دست تقدير او را تا خيلي جاها برد شيخ شد ، آلماني شدو مسلمان شدو خواستند ختنه اش هم بكنند، كارمند بانك شد ، راهزن شد  و در نهايت جاسوس هم شد و هر بار سر از زندان در آورد و پس از مدتي آزاد ميشد . از بس در زندان به سر برده بود ، برايش تخت مخصوص گذاشته بودند ، هر بار كه آزاد ميشد نگهبانها ميگفتند به زودي منتظر ديدار مجدد هستيم .

به نظر من داستان آلماني شدن و مسلمان شدن و بخصوص قصه ي ختنه كردنش در همين قصه يكي از جذابترين روايت هاي عزيز نسين است و الحق نبايد از شيخ شدنش هم گذشت كه واقعا" زيبا و خواندني است و آدمي را به وجد مي آورد . هر چه كه هست خواندن كتاب را به همه توصيه ميكنم .