اندیشه در باره ی گذشته
شده تا حالا در باره ي گذشته ي زندگيتون فكر كنيد . كه مثلا" اگه الآن بيست سال پيش بود من چكار ميكردم ؟ آيا همين رشته ي تحصيلي را انتخاب ميكردم ؟ آيا همين شغل را برميگزيدم ؟ آيا با همين دوستان حشر و نشر ميداشتم ؟ آيا با همين خانواده وصلت ميكردم ؟ آيا همين تعداد بچه ميداشتم ؟ آيا با همين خانم ازدواج ميكردم ؟ آيا با همين آقا وصلت مينمودم ؟
سولات سختي است كه به گمانم همه به نوعي ولو يكبار در كنج ذهنمان به آن انديشيده ايم و آنرا درباورهايمان مرور كرده ايم . البته شايد جوابهايمان با هم تفاوت دارد و اين مهم نيست مهم اين است كه به اين سوالات فكر كرده باشيم . هر چند كه تفكر به اين سوالات نه ناشي از شكايت از زندگي كنوني است بلكه تفكر در اين باب به اين علت است كه آدمي هميشه در فكر رشد و كمال است و بروز اين افكار در انديشه نه خطاست و نه گناهي نابخشودني . قريب به اتفاق ما ايرانيها و شايد هم غير ايرانيها دوست نداريم به اين سوال در جمع جواب دهيم و بخصوص جلوي زن و بچه نه تنها اين افكار را مورد بررسي قرار نميدهيم بلكه به شدت از بيانش گريزانيم وبه محض ايراد اين پرسش جوابي هاي كليشه اي در ذهن داريم كه بيانش گاها" مسخره و خنده دار است و مخاطب به خوبي ميداند كه اين تمام واقعيت نيست ولي شايد اين دروغ از آن نوعي است كه بر راست فتنه انگيز ترجيح دارد . اي بسا راست گفتن در اين زمان سر را كه هيچ زندگي را بر باد دهد .