اين عمليات با اين وضع كه مي بينيد لو رفته است

فرمانده لشكر 25 كربلا آقاي مرتضي قرباني هم در زمينه جنگ به هاشمي گفت : تمام توان سپاه جمع شده براي اين عمليات . من ميگويم استاندار ، ائمه جمعه ، اين ادارات كه توي شهر ها هستند با اين سپاهي هايي (نواحي كشوري ) كه تشكيل شده ، بيايند و اين مسئله حفاظت را در جنگ بر طرف كنيم . اين عمليات با اين وضع كه مي بينيد لو رفته است . در توضيح منظور آقاي قرباني ، فرمانده سپاه ادامه داد ، ايشان مي گويند امكانات سپاه نمي رسد كه هم در مقابل منافقين و عراقي ها پدافند خوبي داشته باشيم و هم زمين هايي را براي عمليات آينده آماده كنيم . استاندارها و ائمه جمعه هر كس امكاناتي دارد بيايد توي همان سپاه ناحيه خودش و آنها را فعال كند .

 

                                                         كتاب خاطرات سال 1366 هاشمي رفسنجاني

                                                                     دفاع و سياست - صفحه 407

عقلانیت در دوره ی صفویه

شاه سلطان حسين حتي خودش ميرود و طلبه ميشود و در مدرسه ي چهارباغ حجره اي را ميگيرد و در آنجا اتراق ميكند . عقلانيت در اين دوره به كلي افول ميكند . در اوايل سعي ميشد تا با مراجعه به مشاوران مجرب براي بحرانها راه حل پيدا كنند اما در اين دوران شاه سلطان حسين با ملا باشي مشورت ميكند . نسخه اي كه تجويز ميكند اين است كه فلان قدر ذكر صلوات كن . اين مقدار آش بپزيد و اين قدر نخود بريزيد و اين دعا ها را بر اين نخود ها بخوانيد و فوت كنيد كه مثلا" بتوانيم بحران ها و مشكلات دولت و فتنه ي خطر افغنه را حل كنيم .

                                                 

                                                                              ماهنامه مهر نامه شماره 18

عیدتان مبارک باد

عيد همگي مبارك باشد انشاالله كه تعطيلات را به خوشي به سر برده باشيد . امروز اولين روز كاري ما بود بعد از حدود 20 روز ماراتن تعطيلات كه در طي سالهاي اخير تقريبا" بي سابقه بوده است و اگر چه خوش گذشت اما 20 روز در خانه بودن مصيبت بار است و هر آن احتمال دارد با خانم دست به يقه شويد و اگر چه من در اين مدت كلي مشغول بودم چندين جلد كتاب خواندم و حتي كمي آشپزي ياد گرفتم و كلي هم ورزش كردم اما تعطيلات طولاني خيلي جالب نيست و سر كار بودن نعمتي است . در اين مدت از دنياي اخبار هم تقريبا" بي اطلاع بودم بخصوي آنكه در شمال كه بودم تلويزيون و راديو هم نداشتيم و در بي خبري مطلق به سر ميبرديم  با برگشتن به تهران بازهم از طرق مختلف در جريان اوضاع و احوال قرار گرفتيم و به كارهاي عقب افتاده رسيديم ولي خدا وكيلي بيكاري خيلي سخت است و اميدوارم هيچ مردي بيكار نباشد و دستش تنگ نباشد . اگر چه در اين مدت بعضي خبرهاي ناگوار و اعصاب خورد كن هم به سمع مبارك رسيد و ناراحت كننده بود و مدتي در گيرودار مشكلات ناشي از آن هم بودم ، اخباري كه هر بار يادم ميافتد اعصابم خورد ميشود و حقيقتا" ناراحت ميگردم . سالي كه نكوست از بهارش پيداست و بهار امسال شروع شده با گراني هاي بسيار كمر شكن كه براي ما سخت است چه برسد به كساني كه مستاجرندو يا شغل درست و حسابي ندارند اگر چه من گمانم بر اين است كه هر چه جلوتر برويم و به تابستان برسيم اوضاع احوال از اين هم كه هست بدتر خواهد شد و شايد سال 91 از بدترين سالهايي باشد كه ايران با آن روبرو بوده است

دفاع و سياست

نام كتاب : دفاع و سياست خاطرات سال 1366 هاشمي رفسنجاني       ناشر :معارف انقلاب

چاپ : سوم                                      قيمت : 120000 ريال                    تعداد صفحه : 600

 

در اين سال مثل سالهاي قبلي كه هاشمي خاطراتش را به رشته ي تحرير در آورده است ، جنگ محور اصلي خاطرات ايشان است .اگر چه سال 67 جنگ خاتمه يافت اما در سال66 جنگ نفت كش ها و موشك باران شهر هابه اوج خود رسيد . در اين سال قصد داشتند چندين عمليات مهم انجام دهند ولي قدرت دفاعي عراق و تلفات انساني ايران و لو رفتن عمليات باعث شد غير از يك عمليات مهم كه منجر به فتح حلبچه شد كار مهمي صورت نگيرد كه آنهم منجر به بمباران شيميايي توسط صدام حسين شد كه به كشته شدن عده ي زيادي از مردم بيگناه ختم گرديد .

هر چه به انتهاي جنگ مي رسيم ، تعداد بسيجيها و راهيان به جبهه كمتر ميشود . فرماندهان بيشتر نق مي زنند و از كمبود منافع و جنگ افزار ها مي نالند و اظهار خستگي مي كنند . آنها مي گويند يك عده جنگ مي كنند و يك عده زندگي مي كنند و اين گونه نمي شود جنگ را ادامه داد حتي بعضي ها تهديد به استعفا كرده بودند .

مقاله ترجمه شده ي و بسيار مفصل ابو غزاله وزير دفاع مصر در همين سال كه در انتهاي كتاب چاپ شده حاوي مسائل بسيار خواندنياست  كه من قسمتي از آنرا عينا" نقل ميكنم :

"در خلال سال 1366 ايران خسارت بسياري را متحمل شد و حملات مكرري انجام داد كه موجب كاهش نيروي انساني و از دست رفتن حمايت مردمي از جنگ شد و نتوانست اسلحه ي مدرن و موقعيت نظامي مناسب را جايگزين شور انقلابي و عقيدتي كند ، همچنين ايران در همه ي نبردهاي خود اصرار بر ادمه ي روش شكست خورده  يعني اعتماد بر امواج انساني در حملات داشت .

فرماندهي ايران در نتيجه خسارات بشري سنگين و به جهت وعده هاي فراوان پيروزي كه تحقق نيافته بود حمايت مردمي و نفوذ خود را از دست داد كه اين خطاي سياسي سنگيني بود . ايران همچنين اشتباهات استراتژي فراواني مرتكب شد ، مانند ادامه ي رويارويي دريايي نظامي و مستمر با امريكا و ساير دولتهاي غربي و ادامه ي ردآتش بس كامل و اصرار بر آتش بس جزيي در دريا كه تحقق آن محال بود . اين رد آتش بس كامل موجب افزايش انزواي سياسي و استراتژي ايران گرديد . اين امر در توان ادامه جنگ ايران اثر منفي گذاشت . ايران نكته اي را كه دائما" به اثبات رسيده ، فراموش كرد و آن اينكه گاهي برخي از جنگها حتي با انهدام توان نظامي دشمن به پايان نمي رسد ، در مقابل مجمو عه اي از عوامل سياسي و نظامي مي توانند توان ادامه ي جنگ را از دشمن بگيرند . فرماندهي نظامي ايران به تئوري نبرد مشترك اعتقاد و ايمان نداشت و باور نميكرد كه آموزش كافي و خوب مي تواند به جاي خون مصرف شود به همين دليل جوانان خود را پس از ديدن آموزشهاي دو هفته اي روانه ي نبرد ميكرد بدين گمان كه شور انقلابي مي تواند جاي تجربه ي نظامي را بگيرد ".

ديگه بيش از اين چه ميتوان گفت در باب اين كتاب و نكات تامل بر انگيز آن كه جا دارد همه ي اهالي كتاب بخوانند تا بدانند كه در سالهاي جنگ چه گذشت ؟

تهيدست تشويش ناني خورد

مگو جاهي از سلطنت بيش نيست              كه ايمن تر از ملك  درويش  نيست

سبكبار       مردم     سبكتر      روند              حق اين است  و صاحبدلان بشنوند

تهيدست    تشويش   ناني    خورد                جهانبان    به   قدر   جهاني   خورد

گدا  را  چو  حاصل  شو د نان  شام                چنان خوش بخسبد كه سلطان شام

غم   و   شادماني  به  سر    ميرود                به مرگ اين دو از سر به در ميرود

  سر    فرازي    به   كيوان    برست               و گر تنگدستي  به  زندان  درست

چو  خيل اجل بر سر  هر  دو تاخت                 نمي شايد از يكديگريشان شناخت

                                                                                             

                                                                             بوستان سعدي باب اول

فارسی دانی نویسندگان قاجار

نويسندگان در دوره ي قاجار فارسي را بهتر از اسلاف خويش در دوره ي صفويه مي دانستند . از ميان نويسندگان آن روزگار شخصيت هايي چون ميرزا عبدالوهاب نشاط ، فاضل خان گروسي ، قائم مقام فراهاني و مورخاني چون رضا قلي خان هدايت ، محمد تقي سپهر نمونه هاي نسبتا" عالي پديد آوردند واز راه تجارب آنان بود كه نثر ساده عصر مشروطه تولد يافت . شايد پس از گلستان سعدي هيچ نثري به دلپذيري و جذابيت نثر قائم مقام نيست .نويسندگان دوره ي قاجار كه نوشته هايشان ارزش ادبي دارد عبارتند از مجد الملك سينكي نويسنده ي رساله ي مجديه ، فرهاد ميرزا معتمد الدوله شاهزاده قاجار نويسنده منشات و كتابهاي ديگر ، حسن علي خان امير نظام گروسي ، نادر ميرزا نويسنده تاريخ تبريز ، ميرزا عبداللطيف طسوجي مترجم تواناي كتاب بسيار نام آور هزار و يك شب كه آن را از زبان عربي به نثر بسيار دلكش فارسي برگرداند

نیابت دو گانه امام زمان در دوران صفویه

يك اتفاقي كه در دوره ي صفويه افتاد نظريه ي نيابت دو گانه بود . يعني آمدند و گفتند امام معصوم كه غايب است هم منصب شرعي داشته ، يعني هم مفسر و مبين احكام شرعي و مرجع دين بوده و هم مرجع سياسي بوده است . حالا در دوره ي صفويه اين دو كاركرد امام بين شاه و فقيه تقسيم شده است . شاه در زمينه ي قدرت سياسي نايب امام ميشود و فقيه هم در زمينه ي اقتدار مذهبي نايب امام ميشود . حال اين سلطان چه سلطاني است ؟ سلطاني است كه كلب آستان علي است . سلطاني كه با پاي پياده به زيارت امام رضا ميرود . موقوفات براي 14 معصوم وقف ميكند . رسما" شاه عباس ميگويد كه اين حكومت زاتا" براي من نيست . در طويله دو تا اسب با زين طلا و آبخور و نعل طلا نگه ميداشت يكي براي امام زمان و ديگري براي خودش كه به محض اينكه امام زمان ظهور پيدا كرد سوار اين اسب شود و به استقبال امام زمان رود و امام هم سوار آن اسب شود و او هم در ركاب امام زمان ميرود جهان را پر از عدل و داد ميكند .

                        

                                                         ماهنامه مهر نامه شماره 18 صفحه 277

كليات سعدي چگونه شكل گرفت ؟

 

مجتبي مينوي ميگفت : در سال 1315 به مناسبت گذشتن هفتصد سال از تاريخ تاليف گلستان ، حكومت ايران و رجال علم و ادب بر آن شدند كليات سعدي را بصورت شايسته طبع و نشر كنند . قرعه ي اين فال به نام مرحوم محمد علي فروغي زده شد و از او بهتر كسي را نميشد يافت . دوست ما حبيب يغمايي هم براي همكاري با آن مرحوم برگزيده شد و كليات سعدي را در مدت 5 سال از 1316 تا 1320  از روي قديميترين نسخي كه در ايران و اروپا به دست آمده بود ، تصحيح و در چهار جلد منتشر كردند . يغمايي در مورد چگونگي اين همكاري مينويسد : با فراهم آمدن نسخه ها ، شروع به كار كرديم . محل كارمان منزل فروغي بود . تابستان در اطاقي كه طرف شمال واقع بود و نسبتا" سرد بود و ميز و صندلي داشت مي نشستيم . فروغي بر سر ميز مخصوص خود چند نسخه را مي گسترد و بنده بر روي ميز ديگر چند نسخه ي ديگر را . اوراق مخصوص چاپخانه كه نيمي از صفحه سفيد و براي يادداشت حواشي آماده بود در دسترسم بود . آنگاه با تامل تمام ابيات را مي خواندم و فروغي بدقت گوش ميداد و نظر خود را در مورد هر بيت اظهار مي فرمود و به اين روش مقابله و تصحيح ادامه مي يافت . زمستانها در اطاق جنوبي زير كرسي مي نشستيم  . فروغي در يك طرف به حال استراحت دراز مي كشيد . كتابها را بالاي سرش مي گشود و به قفا سر بر بالين مي گذاشت كه مطالعه آسان باشد و من در طرف مقابل او زير كرسي به زانو مي نشستم و كتابها را روي كرسي ميگشودم و ابيات را مي خواندم و موارد اختلاف نسخه را مي نوشتم و به اين روش روزها ، ماهها و تابستانها و زمستانها و سالها از پي هم مي گذشت . نخستين كتابي كه به تصحيح آن دست برده شد گلستان سعدي بود كه به مناسبت هفتصدمين سال تصنيف آن كتاب ، در سال 1316 انتشار يافت و چنين مي نمود كه اين كار تعطيل شود اما شور و شوق فروغي اين رشته را نگسيخت . بعد از گلستان ، بوستان و كليات سعدي از پي هم نوبت يافتند . مقدار ابياتي كه هر روز مقابله ميشد متفاوت بود . روزها براي جستن يك لغت ساعتها وقت صرف ميشد . از اين فرهنگ به آن فرهنگ و از اين كتاب به آن كتاب و رشته ي تحقيق به كتابهاي اروپايي نيز ميپيوست  . مرحوم فروغي در اشعار سعدي و فردوسي حساسيت عجيبي داشتند و سخت متاثر ميشد . اگر غزلي يا قطعه اي او را جذب ميكرد دستور مي فرمود مكرر بخوانم و او سراپا گوش بود . گاهي به تبسم نشاط و شادي خود را مي نمود و گاهي چنان افسرده و مغموم ميشد كه اشك به چشم مي فشرد . زماني كه غزليات سعدي را تصحيح مي كرديم به اين غزل رسيديم :

بخت آيينه ندارم كه در آن مي نگري                     خاك بازار نيرزم كه بر آن مي گذري

چون به اين بيت رسيدم :

خفتگان را خبر از محنت بيداران نيست                    تا غمت پيش نيايد غم مردم نخوري

پير مرد چنان بگريست كه بيهوش افتاد .

گزارش يك ادم ربايي

نام كتاب : گزارش يك ادم ربايي                    نام نويسنده : گابريل گارسيا مارك 

مترجم : جاهد جهانشاهي               ناشر : نشر آگاه                قيمت :  ریال50000                                                    

                                                   تعداد صفحه : 365

 

ماروخا پاچون و خواهر همسرش بئاتريس در يك عمليات نفس گير كه منجر به قتل راننده ماشين آنها ميشود ربوده ميشوند و به مكاني مخفي آنهم در حاليكه چشمانشان را بسته اند منتقل ميشوند . شوهر ماروخا به اسم آلبرتو وي يا ميزار كه از نزديكان رئيس جمهور ميباشد در تلاش 6 ماهه براي آزادي او ، هر آنچه را در توان دارد انجام ميدهد تا بلكه خواهر و همسرش به قتل نرسيده دوباره سالم به خانه برگردند . ربايندگان  باندهاي مواد مخدر به سر پرستي پابلو اسكوبار هستند كه نقشه ي اين آدم ربايي توسط آنها براي تامين جاني خودشان به اجرا گذاشته شده است . عملياتي كه همزمان با 9 آدم ربايي ديگر به اجرا در آمده است . ماركز در مقدمه ي كتاب ميگويد اين كتاب برداشتي است از يك ماجراي واقعي كه در كلمبيا اتفاق افتاده است .

ربايندگان گروگانها را در خانه هايي محقر كه اجاره كرده اند نگه داري ميكنند و در طول روز 4 نفر با سلاحهاي گرم از آنها محافظت ميكنند تا فكر فرار به سرشان نزند ، محافظاني كه گاها" سن و سال زيادي هم ندارند اما توسط اسكوبار اجير شده اند تا  در آمد حاصل از آن ممري باشد براي گذران زندگي محقرانه اي كه دارند . قوانين خاصي در محيط خانه حكمفرماست ، نحوه ي خوابيدن ، راه رفتن ، ورزش كه بعد ها توسط دكتر ي كه براي معاينه ي آنها آمده بود به صورت جدي تاكيد شد ، حتي دستشويي و حمام ، همه و همه قوانين و مقررات ويژه اي دارند . ديدن تلويزيون و گوش دادن به راديو اگر مخل آسايش ديگران هم نباشد مقررات خاصي دارد . حتي در زماني تلويزيون و راديو را برداشتند و مدتها اجازه ندادند كه ماروخا از وضع مملكت خبري دستگيرش گردد چونكه يكي از خانمهاي گروگان را كشته بودند و دستور داشتند ماروخا از قضيه بويي نبرد . ماروخا و بئاتريس و خانم ديگري كه قبلا" ربوده شده به نام مارينا در يك خانه زندگي ميكنند وگاها" ناچارند به خاطر زنده ماندن با نگهبانها رابطه ي دوستانه برقرار كنند . شوخي ها و حرفهاي زننده ي نگهبانها بعضي اوقات براي گروگانها مشكل ساز ميباشد .

تلاش براي زنده ماندن در اين فضا مصيبت بزرگي است و به همين علت دكتري كه براي معاينه ي آنها مي آيد توصيه ميكند كه روزانه راهپيمايي كنند و تحرك بيشتري داشته باشند تا دچار مشكلات جسمي و به تبع افسردگي نگردند .بعد از مدتي مارينا را به بهانه ي جابجايي منتقل ميكنند و البته او را در جاي ديگري به قتل ميرسانند و ماروخا مدتها بعد اين را فهميد چرا كه او را از ديدن تلويزيون و شنيدن راديو منع كردند .بالاخره مذاكرات به نتيجه رسيد و بئاتريس آزاد شد و بعد از 6 ماه ماروخا هم آزاد ميشود و به زندگي عادي بر ميگردد . كتاب با ترجمه ي زيباي جهانشاهي مطالب جالبي را ذكر ميكند كه خواندنش را به دوستداران ماركز توصيه ميكنم .

علي اكبر دهخدا

 سياستمدار ، اديب ، پژوهنده ي استثنايي و نويسنده ي برجسته ي عصر خويش است . شعر و نثر دهخدا كم است اما آنچه نوشته و سروده ، وي را شايسته ي عنوان پيشاهنگ و مبدع زبان قصه نويسي در ادبيات كرده است . دهخدا در شعر نيز اصلاح گر و پيشاهنگ بود . مقام وي در پژوهش بي همتاست و بزرگترين فرهنگ فارسي يعني لغت نامه از آن اوست .

 

                                                               ادبيات فارسي از جامي تا روزگار ما

                                                                        شفيعي كد كني صفحه 80