نام كتاب : دفاع و سياست خاطرات سال 1366 هاشمي رفسنجاني ناشر :معارف انقلاب
چاپ : سوم قيمت : 120000 ريال تعداد صفحه : 600
در اين سال مثل سالهاي قبلي كه هاشمي خاطراتش را به رشته ي تحرير در آورده است ، جنگ محور اصلي خاطرات ايشان است .اگر چه سال 67 جنگ خاتمه يافت اما در سال66 جنگ نفت كش ها و موشك باران شهر هابه اوج خود رسيد . در اين سال قصد داشتند چندين عمليات مهم انجام دهند ولي قدرت دفاعي عراق و تلفات انساني ايران و لو رفتن عمليات باعث شد غير از يك عمليات مهم كه منجر به فتح حلبچه شد كار مهمي صورت نگيرد كه آنهم منجر به بمباران شيميايي توسط صدام حسين شد كه به كشته شدن عده ي زيادي از مردم بيگناه ختم گرديد .
هر چه به انتهاي جنگ مي رسيم ، تعداد بسيجيها و راهيان به جبهه كمتر ميشود . فرماندهان بيشتر نق مي زنند و از كمبود منافع و جنگ افزار ها مي نالند و اظهار خستگي مي كنند . آنها مي گويند يك عده جنگ مي كنند و يك عده زندگي مي كنند و اين گونه نمي شود جنگ را ادامه داد حتي بعضي ها تهديد به استعفا كرده بودند .
مقاله ترجمه شده ي و بسيار مفصل ابو غزاله وزير دفاع مصر در همين سال كه در انتهاي كتاب چاپ شده حاوي مسائل بسيار خواندنياست كه من قسمتي از آنرا عينا" نقل ميكنم :
"در خلال سال 1366 ايران خسارت بسياري را متحمل شد و حملات مكرري انجام داد كه موجب كاهش نيروي انساني و از دست رفتن حمايت مردمي از جنگ شد و نتوانست اسلحه ي مدرن و موقعيت نظامي مناسب را جايگزين شور انقلابي و عقيدتي كند ، همچنين ايران در همه ي نبردهاي خود اصرار بر ادمه ي روش شكست خورده يعني اعتماد بر امواج انساني در حملات داشت .
فرماندهي ايران در نتيجه خسارات بشري سنگين و به جهت وعده هاي فراوان پيروزي كه تحقق نيافته بود حمايت مردمي و نفوذ خود را از دست داد كه اين خطاي سياسي سنگيني بود . ايران همچنين اشتباهات استراتژي فراواني مرتكب شد ، مانند ادامه ي رويارويي دريايي نظامي و مستمر با امريكا و ساير دولتهاي غربي و ادامه ي ردآتش بس كامل و اصرار بر آتش بس جزيي در دريا كه تحقق آن محال بود . اين رد آتش بس كامل موجب افزايش انزواي سياسي و استراتژي ايران گرديد . اين امر در توان ادامه جنگ ايران اثر منفي گذاشت . ايران نكته اي را كه دائما" به اثبات رسيده ، فراموش كرد و آن اينكه گاهي برخي از جنگها حتي با انهدام توان نظامي دشمن به پايان نمي رسد ، در مقابل مجمو عه اي از عوامل سياسي و نظامي مي توانند توان ادامه ي جنگ را از دشمن بگيرند . فرماندهي نظامي ايران به تئوري نبرد مشترك اعتقاد و ايمان نداشت و باور نميكرد كه آموزش كافي و خوب مي تواند به جاي خون مصرف شود به همين دليل جوانان خود را پس از ديدن آموزشهاي دو هفته اي روانه ي نبرد ميكرد بدين گمان كه شور انقلابي مي تواند جاي تجربه ي نظامي را بگيرد ".
ديگه بيش از اين چه ميتوان گفت در باب اين كتاب و نكات تامل بر انگيز آن كه جا دارد همه ي اهالي كتاب بخوانند تا بدانند كه در سالهاي جنگ چه گذشت ؟